پنجشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۵

من یار مهربانم

من یار مهربانم
خواندن هم مثل نوشتن احتیاج به یک انگیخته گی درونی دارد. برای همین هم هست که بعضی ها زیاد می خوانند و بعضی دیگر هیچ
نمی خوانند.
آنها که می خوانند برایشان البته مهم است که چیز خوب بخوانند و پیدا کردن مطلب خوب برایشان همانقدر هیجان انگیز است که بچه ای از پیدا کردن سکه ای در کوچه ذوق زده می شود، هرچند بچه های این دور و زمانه اگه یک هزاری هم پیدا کنند ذوق نمی زندشان.
هنوز اولین کتابی را که پدرم برایم خرید را به یاد دارم یک کتاب "کمیک استریپ" از "لورل و هادری" با نقاشی هایی بسیار زیبا من هم متن را هزار بار هزار بار خواندم و هم تمام نقاشی هایش را صد بار صدبار کپی کردم و رنگ زدم. و از آن به بعد بود که لذت خواندن را کشف کردم. نقریباً تمام کتابهای "دوره زر ورق" که کتابهای ساده شده ی شاهکارهای دنیا بود و نقاشی ها یزیبایی هم داشت را خریدم و خواندم. آرزوهای بزرک کتابی بود که هرگز از خواندنش سیر نشدم و هنوز هم جزو کتابهای عزیز من است.
خواندن برای من آنقدر عزیز و شیرین است که کتابهای خاصی را در مواقعی خاص حتماً می خوانم، یعنی دوره می کنم چون باعث زنده شدن خاطرات و ایجاد خاطرات خوش تر است. مثلاً من "دایی جان ناپلئون" را امرداد ماه هر سال می خوانمش، چون داستان در همان حوالی شروع می شود و البته فیلم را هم یک دوره ای می کنم.
سالی یک یا دو بار حتماً کتاب "یک سال در میان ایرانیان" نوشته ی "ادروارد براون" و ترجمه " ذبیح الله منصوری" را می خوانم. این کتاب از دو جهت برای من جاذبه دارد اول اینکه مشاهدات زنده ی و بی واسطه ی ایران شناس معروفی است و دوم اینکه قلم "ذبیح الله منصوری" بسیار شیرین است، قلم دلکش "ذبیح الله منصوری" مرا حالی به حالی می کند تو گویی خواندن این متن مرا 160 سال عقب می برد و وارد دنیای واقعی کتاب می شوم.
من همانقدر که از خواندن کتاب خوشحال می شوم از وول زدن در میان کتاب فروش ها هم لذت می برم کتابهای کهنه و خرید ن خواندن آنها یکی از لذات سیری ناپذیر من است. هرچه کتاب مهمترو ارزانتر باشد بیشتر کیف می دهد. تمام آثار هدایت را دست اول دارم حتی بعض هاشان مال موقعی است که خود هدایت هم زنده بوده و تحت نظر خودش چاپ شده.
کاشکی هر ماه یک یا دو روز را در تهران محلی برای عرضه ی کتابهای دست دوم مشخص می کردند و هرکس کتاب دست دومی داشت در آنجا عرضه می کرد هم از نظر اقتصادی برای خیلی ها کار آفرین بود هم کتابهای خوب لب طاقچه و زیر زمین مردم خاک نمی خورد.
بگذریم ...
معرفی کتابهای خوب به جوانها و شکل دادن شخصیت کتاب خوانی درآنها یکی از وظایف اصلی هر فرد دل سوز ایرانی است. برادرو خواهر وفرزندان ونیز برادروخواهرزاده های ما کسانی هستند که باید به کتاب خوانی تشویق شوند. هر کتاب که خوانده نمی شود ظلمی است که به تمدن بشری شده است. انسانی که از خواندن کتاب محروم است از شناسایی جهان پیرامون خود عاجز است و مستضعف فکریست. به یمن پیشرفتهای عظیم فنی دسترسی به کتاب آن هم کتاب های اینترنتی ساده شده و اغلب شاهکارهای ادبی و فنی جهان به راحتی در اینترنت در دست است ضمن اینکه اغلب کتابهای خوب تاریخی و ادبی و فنی چندین و چند بار تجدید چاپ شده اند و به صورت نو یا کهنه قابل تهیه هستند. دیگر بهانه ای برای کسی نمانده که بگوید مثلاً "بوف کرو" را نخوانده ام یا کتاب "تنگسیر" را.
برای ما ایرانیان عیب است که حداقل شاهکارهای زبان و ادب خودمان رانخوانده باشیم. کسانی که اشعار ایرج میرزا را نخوانده اند واقعاً باید از خود خجالت بکشند. ازخودمان بپرسیم غیر از شعر "گوهر اشک" شادروان "پروین اعتصامی" چه شعر دیگری از او خوانده ایم. کتاب زیبای "گلستان" یا "بوستان" را چند بار از سر حوصله ورق زده ایم و حکایتی را مرور کرده ایم. حکایت " ...ر و کدوی" مثنوی معنی مولوی را آیا تاکنون خوانده اید و از خود پرسیده اید که این شاعر توانمند چرا چنین شعری سروده است؟
از آثار بزرگان ادبی و تاریخی سایر کشورها چه می دانیم. پابلو نرودا، شاعر شیلیایی؛ سیلویا پلاث، شاعر آمریکایی؛ یا میلان کوندرا، نویسنده ی چک. اصلاً از کتابهای "مهدی اخوان ثالث" چیز د رخانه دارید؟
این تمدن و جهان بر پایه ی انتقال اطلاعات از نسلی یه نسل دیگر چنین بزرگ و قدرتمند شده است و شکست و عقب نشینی هم اگر در جایی از جهان رخ داده ناشی از همین چشم و گوش بستگی و نا آشنایی با جهان و محصولات فرهنگی آن بوده است مثلاً ارازل و اوباش "طالبان" در افغانستان خود مولود قهر کردن سران این فرقه ی شوم با فرهنگ جهان هستند. کسانی که جشن تلوزیون سوزان راه می انداختند. کسانی که حتی زنان خود را چون مطاعی کم بها و لیکن ننگ و وبالی ستردنی زیر "برقع" قایم میکنند.
چقد رخوب بود که همه ما قبل از اینکه کتاب را به عنوان متاعی "دبستانی" و درسی نگاه کنیم آن را جزو ضروریات رشد و ترقی ببینیم و در سیاهه ی هزینه ها یزندگی مان بخشی را هم به کتاب، این یار مهربان اختصاص دهیم.

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس